سه شنبه که دانشگاه رفتم سید را دیدم. درمورد فضای مجازی حرف میزدیم که بحث کشید به غربت امام هادی (روحی فداه). داغ دل جفتمان تازه شده بود حرفم هم را میفهمیدیم. از میثم و باقی گرافیستهای مسلمان حسابی شاکی بود که یک آدم از سگ نجستر را حسابی دارن بزرگ میکنند. و همچنین از وبلاگ نویسان ارزشی که هیچ موج در خور شانی راه نیانداختند. انصافا بهترین کار را هنگام تخریبها و قبل از این عوعو کردنهای یک حرامزاده، افسران انجام داد که دهه بزرگداشت امام هادی (روحی فداه) برگزار کرده بود. متاسفانه مراکز فرهنگی اصلا انگار در این وادی ها نیستند. سازمان تبلیغات و خاموشی که از الان خواب ریاست جمهوری سردار شهردار خلبان دکتر قالیباف رو میبینند و هیچ حرکتی برای شناساندن اما هادی (روحی فداه) انجام نمیدهند. حرف کشید به "آقایان قم نشین". داشتم میگفتم جامعه مدرسین وقتی بحث حمایت از لاریجانی بود، از سر و کول هم بالا رفتند تا هر چه زودتر بیانیه حمایت از دکتر لاریجانی یک ثانیه هم به تاخیر نیفته و قندی در دل لاریجانی آب نشه، که سید رضی گفت بعضیها زمانی که قرار بود که یک سکانس از ماه بنیهاشم پخش بشه میخواستند سرو پای برهنه به خیابان بیایند و غوغایی برپا کنند ولی حالا انگار چیزی نمیشنوند. قرار شد سر حوصله یک مطلب خوب بنویسه که همون شبش نوشت.
زمان تخریب حرمین سامرا هم همین غریبی موج میزد. من که پنج سال بعد از تخریب (سال 89) لیاقت زیارت سامرا نصیبم شد، کلی حالم گرفته شده بود و همه جا را بهت زده نگاه میکردم. حتی وقتی بچهها روضه خواندند و سینه زدند نتوانستم کنارشان بروم. خدا را شکر سال بعدش ساخت و ساز حرم کلی پیشرفت کرده بود. خدا به مهندس شهرستانی خیر کثیر بده که خانه و زندگیاش در انگلستان را رها کرده و مشغول بازسازی حرمین عسکریین شده.
همون بغض بعد از 2 سال با شدت بیشتر به سراغم آمد.
راستی هنوز بغض فاطمیهی من باز نشده!
----------------------------------------------------------------
پ.ن: این روزها مثل جیگر زلیخا شدیم!
گفت: آرام باش! چیزی نیست
به گمانم فقط کمی کمرم...
دست من را بگیر، گریه نکن
مرد گریه نمیکند پسرم
شاید اگر دستی بر روی ماه تو وزنی نمیگذاشت،
شعرم سپید بود
اما باید برای تو شعر کبود گفت...
"فتح خون آقاسید مرتضی آوینی"
"آقا سید مرتضی آوینی"
یک قدم مانده زمین شوق تکامل دارد...
---------------------------------------------------------------------------------------------
پ.ن: یکسری از دوستان شب شهادت بیبی دو عالم(س) رو تو حرم امیرالمومنین(ع) درک میکنند.
من لیاقت این زیارت رو ندارم. خوش به حالشون.
-----------------------------------------------------------------------------------
پ.ن: خیلی چیزا میاد به ذهنم که بنویسم اما وقتی می خوام شروع کنم و دست به کیبرد بشم، پشیمون میشم.
پ.ن2: بیشتر از همیشه محتاج دعای خیرم.
ای که از کوچهی شهر پدرت میگذری
امنیت نیست از این کوچه سریعتر بگذر
دیشب از داغ شما فال گرفتم آمد:
«دوش می آمد و رخساره...» نگویم بهتر
من به هر کوچهی خاکی که قدم بگذارم
نا خود آگاه به یاد تو میافتم مادر
چه شده قافیهها باز به جوش آمدهاند
پشت در، فضه خبر، مادر و در، محسن پر!
---------------------------------------------------------
پ.ن: وقتی تو راه میبینی یه سری آدم، پیر و جوون، زن و مرد تو برف و بوران و سوز و سرما از اربعین راه افتادن و پیاده میرن به سمت حرم حضرت سلطان(ع) بعد خودت تو ماشین نشستی و از سرما حتی نمیتونی شیشه رو پایین بدی چه حالی میشی؟ اگر اسم تو زائره اسم اونا چیه؟ اگه اسم اونا زائره اسم تو چیه؟
تنها دلخوشی تو این میشه که داری به زیارت کریم میری و حساب در پیشگاه کریمان مثل حساب و کتاب من بخیل نیست یعنی به خاطر یکی از این زائران و دل شکستهشون همه رو درهم میخره و نگاه نمیکنه که یه گندیدهای هم مثل من، بین اونایی که میخره هست!
تو این فکر بودن که یک روحانی باسواد گیر بیارم و این سوال رو ازش بپرسم که این مطلب رو از آقا دیدم:
شروع جاذبهى مغناطيس حسينى، در روز اربعين است. جابربنعبداللَّه را از
مدينه بلند مىكند و به كربلا مىكشد. اين، همان مغناطيسى است كه امروز هم
با گذشت قرنهاى متمادى، در دل من و شماست. كسانى كه معرفت به اهلبيت
دارند، عشق و شور به كربلا هميشه در دلشان زنده است. اين از آن روز شروع
شده است. عشق به تربت حسينى و به مرقد سرور شهيدان؛ سيدالشهداء.
بیانات در صحن جامع رضوی در اولین روز از سال 1385
این هم از استاد فاطمینیا:
زيارت اربعين يك اثري دارد كه هيچ عمل مستحبي آن را ندارد و عجيب آن است كه هر كس در اربعين، امام حسين (عليه السلام) را زيارت كند، عاقبت به شر نمي شود و ايمان در قلبش ثبت مي شود.
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پ.ن: صداو سیما با مستندهایی که نشون داد، ترکوند. مستندهایی که از زائران پیاده پخش شد واقعا عالی بود.
پ.ن: مداحي ميثم مطيعي در محضر آقا عالي بود البته با يكي دو نكته كوچيك در مورد مقتل خواني كه بايد بهش گفته بشه.
پ.ن: خون شهداي عرصه علم رو بايد زينب وار حفظ كنيم تا از ياد نرن و بي ثمر بشن.
پ.ن: به سياه ترين روزهاي كل تاريخ داريم نزديك ميشيم. دعا كنيد منتقمش زودتر بياد.